تبلیغات
B.N.D

My summer is online :D

×چهارشنبه 2 خرداد 1397× ×09:21 ق.ظ× ×◀----디나----▶ ×


هو هو هوورااااااا
تابستون من شروع شد!!!!!!
.
.
.
امروز خیلی روز عالی بود
صبح رفتم مدرسه اول هلیارو دیدم بعد نگار و بعد پارمین و بعد بقیه رو دیدمD:
بعد دور هم جمع شدیم و هلیا گوشیه مامانشو گرفت 
بعد نشستیم دابسمش هلیا و یلدا رو دیدیم انقدر خندیدیم
بعدش هم زنگ خورد رفتیم سر کلاس
خانم اومد همراه ورقه های ریاضیD:
همه داشتیم ایت الکرسی میخوندیم بعد حالا امتحان یه ساعت و نیم بود بعد من 45 دقیقه مونده بود تموم کردم 
حالا امتحان که خیلی خوب بود چون همه منو خندوندن 
وسط امتحان اونایی که از میز اومده بود بیرون :
مبینا شماره 2 داشت به بالای کمد خانم نگاه میکرد و فکر میکرد
مبینا شماره 1 هم که داشت یه چیزی زمزمه میکرد 
نیکی داشت با انگشتاش حساب میکرد 
ریحانه رو سکو سر میخورد
ارمیتا هم که تموم کرده بود میزد رو تخته شاستیش بچه هارو نگاه میکرد
بعد منم هوا رو نگاه میکردم-_-
بعدش که تموم شد خانممون باهامون حرف زد بعدش بهمون کادو داد
بعد دونه دونه رفتیم خانم رو بغل کردیم
خانم خودش گریه اش گرفت 
عارفه هم که گریهه گریهههه
بعد رفتیم پایین با پارمین خداحافظی کردم و محکم بغلم کرد 
بعد رفتم تو حیاط با مامان ترنم خداحافظی کردم 
پارمین و هلیا و یلدا و....ماماناشون تو دفتر بودن بغل هم وایسادیم و باهم خداحافظی کردیم
بعد منتظر ماماناشون شدیم
اقا مگه حالا میومدن؟؟؟؟؟
بعدش صبرم تموم شد بهشون گفتم : بچه ها از طرف من به ماماناتون سلام برسونید خداحافظ
بعد باهاشون بای بای کردم و سوار ماشین شدم
.
.
.
این خودم درست کردم
کپی نکنید لطفا
.
.
.
امیدوارم همیشه به خوشی







B.N.D
C/M :(1) r e a d m e ! category سفارشات شما(20) archive خرداد 1397 اردیبهشت 1397 فروردین 1397 اسفند 1396 دی 1396 آبان 1396 مرداد 1396 تیر 1396 آذر 1395 شهریور 1395 مرداد 1395 تیر 1395 همه آرشیوها state کل بازدید:5223 بازدید امروز :16 بازدید دیروز : 7 بازدید این ماه : 47 تعداد کل مطالب : 34 آخرین بروز رسانی : دوشنبه 28 خرداد 1397 Script magic world